ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل زهرا
زهرا
43 ساله از رشت
تصویر پروفایل سعیده
سعیده
32 ساله از تهران
تصویر پروفایل علی اکبر
علی اکبر
42 ساله از کرج
تصویر پروفایل حامد
حامد
31 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل پریسا
پریسا
28 ساله از همدان
تصویر پروفایل حدیث
حدیث
33 ساله از مشهد
تصویر پروفایل فائزه
فائزه
22 ساله از اصفهان
تصویر پروفایل سعید
سعید
38 ساله از آمل
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
27 ساله از تهران
تصویر پروفایل ایمان
ایمان
24 ساله از ایرانشهر
تصویر پروفایل بدون نام
بدون نام
48 ساله از تهران
تصویر پروفایل الماس
الماس
30 ساله از کرج

کتاب شعر عاشقانه برای عشقم ترکی

قبل از رسیدن کمربندمو باز کردم شعر عاشقانه برای عشقم ترکی برگشت و نگاهم کرد شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه! سری تکون دادم و تند تند گفتم خوبم

کتاب شعر عاشقانه برای عشقم ترکی - عاشقانه


شعر عاشقانه برای عشقم ترکی و فارسی

از تصور دیدن شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه ای دلم مچاله می شد دیگه حتی یک ثانیه هم طاقت نداشتم که صبر کنم مدام پاشه پامو به کف ماشین می زدم دلم می خواست این فاصله زودتر تمام شه و برسم خونه! وقتی شعر عاشقانه برای عشقم ترکی وارد اون خیابون آشنا شد دلم یک لحظه گرفت اشک توی چشمام جمع شد

شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه ای پیچید

باورش برام سخت بود یک سال گذشته بود یک سال از این محل رفته بودم جایی که زندگی منو زیر و رو کرده بود وقتی شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه ای پیچید توی کوچه خونه اشون دیگه نفسم گرفته بود قبل از رسیدن کمربندمو باز کردم شعر عاشقانه برای عشقم ترکی برگشت و نگاهم کرد شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه! سری تکون دادم و تند تند گفتم خوبم! خوبم! قبل از اینکه ماشین متوقف بشه درو باز کردم ماشین جلوی خونه شعر عاشقانه برای عشقم ترکی اینا پارک بود دست کشیدم روی کاپوتش رسیده بودم شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه ای و پیاده شدن ولی من خودمو رسوندم به درو تند تند زنگ زدم در بدون حرف باز شد هولش دادم و وارد حیاط شدم و شعر عاشقانه برای عشقم ترکی پشت سرم اومدم یک قدم که داخل گذاشتم در سالن باز شد و شعر عاشقانه برای عشقم ترکی استانبولی با قیافه اشک آلود از اون شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه زد دیگه نایستادم و دویدم طرفش باورم نمی شد تا این حد دلتنگش بوده باشم چطور توی این مدت دووم آورده بودم چطو تونسته بودم ازش این همه دور باشم

سرمو بالا گرفتم شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه بود

دستی روی شونه ام نشست سرمو بالا گرفتم شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه بود با گریه این بار توی بغل شعر عاشقانه برای عشقم ترکی استانبولی رفتم هیچ کس چیزی نمی گفت فقط صدای گریه کردن می اومد اصلا حرفی نمی شد بزنی صدای شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه ای بود که جمع رو به خودش آورد اجازه بدین دخترمون بیاد تو حتما خیلی خسته اس حتی دلم برای شعر عاشقانه برای عشقم ترکیه هم تنگ شده بود چشم چرخوندم اون عقب کنار شعر عاشقانه برای عشقم ترکی استانبولی ایستاده بود و گریه می کرد دستمو دراز کردم و اونم خودشو توی بغلم انداخت دوتایی گریه کردیم بازومو ول نمی کرد جلوی شعر عاشقانه برای عشقم ترکی استانبولی ایستادم توی یک سال این همه فرق کرده بود یعنی ته ریش داشت و چشماش قرمز و اشکی بود چقدر فرق کردی!

مطالب مشابه