ورود به همسریابی آغاز نو

رمز عبور را فراموش کرده ام
تصویر پروفایل مهدی
مهدی
24 ساله از تهران
تصویر پروفایل محمدرضا
محمدرضا
34 ساله از فلاورجان
تصویر پروفایل سمیرا
سمیرا
37 ساله از ساری
تصویر پروفایل امیر مهدی
امیر مهدی
49 ساله از تهران
تصویر پروفایل مریم
مریم
43 ساله از ساری
تصویر پروفایل میترا
میترا
32 ساله از اردبیل
تصویر پروفایل منا
منا
29 ساله از تهران
تصویر پروفایل ندا
ندا
41 ساله از زنجان
تصویر پروفایل سیده سارا
سیده سارا
39 ساله از ورامین
تصویر پروفایل مرتضی
مرتضی
23 ساله از سبزوار
تصویر پروفایل ساجده سادات
ساجده سادات
31 ساله از قم
تصویر پروفایل امین
امین
37 ساله از تهران

لینک هلو همسریاب

هلو همسریابی نیم ساعت تنفس اعالم کرد. هلو همسریابی جدید دم گوشم گفت: هیچ می فهمی داری با خودت چیکار میکنی؟ مثل چوب خشک بهش خیره شدم.

لینک هلو همسریاب - همسریاب


تصویر هلو همسریاب

غلغله ای برپا شد، هرکس واسه خودش یه چیزی می گفت.هر کس با بغل دستیش یه جوری راجع به من قضاوت می کرد و من فقط اشک می ریختم و به گذشته برگشتم. "هلو همسریاب غرق خون بود و به زور نفس می شکید خودشو روی زمین می کشید تا به من که از درد به خودم می پیچیدم برسونه.وقتی بهم رسید دستمو گرفت توی دستاشو مستقیم به چشمام زل زد و گفت: مهمونت داره هلو همسریابی صفحه اصلی که دیگه برنگرده.

بدرقه ش نمی کنی؟ دست خون هلو همسریابی جدید تو دستم فشردم و گفتم: بمون هلو همسریابی. سعی کن.. .سعی کن زنده بمونی...من بدون تو نمیتونم.چطوری میتونی منو با این همه بدبختی تنها بزاری؟چطور دلت میاد رفیق نیمه راه بشی؟ فواره ی اشک از چشمای قشنگش که بهم زل زده بود بیرون زد و آهسته گفت: همسریابی هلو همدان بغلم میکنی؟

سرشو گذاشتم روی پامو گفتم: دوست دارم هلو همسریاب... دوست دارم... خیلی وقته که میخوام اینو بگم...خیلی وقته... لبخند زیبایی زد و گفت: هلو همسریابی دائم اذیتت کردم هستی.منو ببخش.

همسریابی هلو با عکس بدنش از حرکت ایستاد

همسریابی هلو با عکس بدنش از حرکت ایستاد ولی چشماش همونطور پرفروغ به چشمم زل زده بود و من به پهنای صورت اشک می ریختم.درد می کشیدم ولی با تمام وجودم گریه می کردم." هلو همسریابی نیم ساعت تنفس اعالم کرد. هلو همسریابی جدید دم گوشم گفت: هیچ می فهمی داری با خودت چیکار میکنی؟ مثل چوب خشک بهش خیره شدم.

که گفت: چرا دروغ گفتی؟فکر میکنی اگر بگی تو قاتلی چیزی عوض میشه؟خیال میکنی راحت میشی؟هیچ به مامان فکر کردی که چه سرش میاد؟هیچ به ماها فکر کردی؟ فکر میکنی اگه بمیری دیگه باهات کاری هلو همسریابی صفحه اصلی کارتو عین خودکشیه هستی.چرا میخوای بیهوده خونشو گردن بگیری. با بغض نگاش کردم و گفتم: شوهرم بود.دوسش داشتم اما هلو همسریابی دیگه نیست همش هم تقصیر منه.من کشتمش میثاق.

هلو همسریاب خیلی قبل تر از اینا مرده بود.من کشتمش.بزار راحتم کنن. اعتراف خودم چرا نمیخوای باور کنی که خواهرت همسریابی هلو با عکس! با سرزنش نگام کرد و گفت: چون نیستی.احمق، ابله...بیشعور، پدر هلو همسریابی دائم از هلو همسریابی حکم هلو همسریابی دائم خواسته.چرا دیوونه بازی در میاری؟

راحتم بزار همسریابی هلو ورود

راحتم بزار همسریابی هلو ورود. من میدونم دارم چیکار میکنم.. میثاق اگه میدونستی وضعمون این نبود. با لحنی عصبی و طلبکار گفتم: این وضع من تقصیر تو هم هست. تقصیر همتونه. هلو همسریابی صفحه اصلی فقط من نیستم که هلو همسریابی جدید.شماها هم قاتلین.قاتل زندگی من، قاتل خوشبختی و آینده ی من. قاتل هلو همسریاب...پس انقدر بی فکری و بی عقلی منو به روم نیار چون مجبورم همسریابی هلو ورود...اون موقع مجبور بودم.

مطالب مشابه